X
تبلیغات
رایتل
Damagh .::. وب نوشت صالح
لینکستان

میکس ایران(سایت دانلود فارسی)

تورنت.کام (لینک تورنت هرچی که فکرشو بکنی)

دوم دام دات کام

هودر

Le monde diplomatique (فارسی)

الشرق الاوسط

Free Fonts

ایران ترانه

ذاکرین

لینک دوستان

همیشه بهار

مجموعه

زیرشلواری

ماهی خانم

آیدا (دختری در ماه)

سرخ

داستان گو

لینکستان

میکس ایران(سایت دانلود فارسی)

تورنت.کام (لینک تورنت هرچی که فکرشو بکنی)

دوم دام دات کام

هودر

Le monde diplomatique (فارسی)

الشرق الاوسط

Free Fonts

ایران ترانه

ذاکرین

لینک دوستان

همیشه بهار

یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1384
اصحاب کهف

یه روز یه بنده خدایی که اسمش کاظم بود و از قضا ایشون ترک هم بود تویه یه مهمونی بزرگی دعوت شده بود اقا کاظم اون روز دلی از عزا در اورده بود و جای یه قبیله هله هوله نوش جان کرده بود این شد که در اثر یه سری تفاعلات فیزیکی و شیمیایی در دل و روده اقا کاظم ایشون یه صدای واقعا ناهنجار تحویل حاضرین داد که تا چند ثانیه باعث سکوت حاضرین شد .

چشم شما روز بد نبینه خنده های فجیع مهمانان باعث شد که کاظم اقای ما به صحرا بزنه .

کاظم اقا با یه دل شکسته میشینه مناجات خدایه خودش و از خدا میخواهد که او را همچون اصحاب کهف به یک خواب طولانی بزنه و او را بعد از یه مدت طولانی بیدار کنه.

همینطور هم شد و او به یک خواب 900 ساله میره .

کاظم خان بعد از اینکه بیدار شد احساس گرسنگی شدیدی کرد و به اولین نونوایی نزدیک رفت تا کمی نان بخوره.

-          شاطر جان یه دو تا نون به ما میدی بیا اینم حسابش

-          ؟؟؟؟؟!!!! این چیه دیگه این سکه رو از کجا اوردی میدونی این چقدر قمیتیه؟؟؟

-          نه چطور مگه؟؟

-          این خیلی قدیمیه مال زمان کاظم گوزووه!!!



© تمامی حقوق چاپ ونشر مقالات وقالب این وبلاگ متعلق به شخص شخیص خودم می باشد.
Copyright © 2007 Hanin.IT. All rights reserved.
Design by: Saleh